«دندانِ طمع بر تنگه هرمز» — این جمله همهچیز را توضیح میدهد.
از همان ثانیهای که جنگ شروع شد، پروژه اصلی روی میز بود: تنگه هرمز.
اما این طمع تازه نبود؛ ماهها و سالها بلند بلند دربارهاش حرف زده بودند.
منطق ماجرا ساده است: تو کنار یک گلوگاه تجاری مینشینی، خودت تولید و بیزنس نداری، پس از هر کسی که از آن مسیر رد میشود «خراج» میگیری.
اسمش را هرچه بگذارند — باج، خراج، خمس، زکات — کارکردش یکی است.
دقیقاً همان الگویی که در «پدرخوانده» میبینید: مافیا کسبوکار نمیسازد، از کسبوکارِ دیگران سهم میگیرد.
و به محض اینکه جنگ شد، تهدید کشتیها شروع شد. نه بهعنوان دفاع — بهعنوان اهرم باجگیری.
نظر شما چیست؟ در کامنتها بنویسید و این بخش را برای کسی که باید بشنود بفرستید.
———#تنگه_هرمز #سپاه #جمهوری_اسلامی #StraitOfHormuz #ایران #Iran #IRGC #باج_گیری #خراج #هرمز #Hormuz #نفت #OilPrices #MiddleEast #خاورمیانه #GeoPolitics #ژئوپلیتیک #پدرخوانده #Godfather #ShippingSecurity #امنیت_دریایی #IranProtests #RegimeCritique #اخبار_ایران #Analysis