دو روی یک سکه در سراشیبی سقوط: فرش قرمز و آب توبه برای هنرمندان، یا چاقوی ترور برای منتقدان سرسخت.
هرچه جمهوری اسلامی به پایان خود نزدیکتر میشود، تقلاهای آن برای بقا ابعاد متناقضتری به خود میگیرد. اتاقهای فکر حکومت از یک سو با انتشار شایعات هدفمند درباره بازگشت گلشیفته فراهانی در رسانههایی چون تابناک و بانیفیلم، در پی تنفس مصنوعی و خرید مشروعیت با پهن کردن فرش قرمز فریبکارانهاند؛ پروژهای که تلاش دارد با کشاندن چهرهها به داخل، طناب نجاتی برای رژیم بسازد.
اما روی دیگر این سناریو، سرنوشت مخالفانی است که تن به این بازی نمیدهند. برای منتقدان آشتیناپذیر، رژیم همان طرح تکراری حذف فیزیکی به شیوه فریدون فرخزاد را دنبال میکند؛ غافل از اینکه هوشیاری امروز اپوزیسیون و تغییر رویکرد دولتهای غربی در برابر تروریسم فرامرزی، اجازه تکرار بیپاسخ جنایتهای گذشته را نخواهد داد.
دیدگاه شما چیست؟ آیا این تقلاها میان «فرش قرمز» و «نقشه ترور» میتواند رژیم را از سقوط حتمی نجات دهد؟ دیدگاه خود را به اشتراک بگذارید.