یک شرکت الکی ثبت کن، دلار بیستهزار تومنی بگیر، هیچی وارد نکن، همان دلار را در بازار آزاد بفروش.
این کل «مدل کسبوکار» یک طبقه است.
شبکهای مثل خوشه انگور: هر آدم فاسد، زیرمجموعه خودش را دارد. پارتی داشتند، دولت از خودشان بود، ارز دولتی میگرفتند با این توضیح که «میخواهیم کالای اساسی وارد کنیم — کار ما مفید است».
بعد امضای طلایی: انقدر دلار بدهید به فلانی.
پانصد هزار دلار برایشان «یک چیز خوردی» است.
و جالبترین بخش؟ همان شبکه فساد در دولت و حاکمیت، مشتری هم برایشان جور میکرد. پول مردم، بین خودشان دست به دست میشد.
این فقط دزدی نیست؛ ساخت یک طبقه انگل است در هر دو جناح — و امروز همین طبقه است که از هر تغییری میترسد.
سؤال ساده: چرا باید بخواهند این سفره جمع شود؟
اسکرینشات بگیرید. این مکانیزم را حفظ کنید. دفعه بعد که از «تحریم» و «سوءمدیریت» حرف زدند، یادتان باشد چه کسی دلار بیستهزار تومنی گرفت.
شما کدام نمونه از این فساد را از نزدیک دیدهاید؟ در کامنتها بنویسید.